الشيخ حسين المظاهري

23

مقايسه اى بين سيستمهاى اقتصادى ( فارسى )

است . اينك به قانون عرضه و تقاضا كه بسيارى از علماى اقتصاد آن را علّت ارزش پنداشته‌اند مىپردازيم و به خواست خداى متعال ، ده ايراد نيز بر اين تصوّر آنان ذكر مىكنيم : قانون عرضه و تقاضا بسيارى از علماى اقتصاد قانون ارزش را بر قانون عرضه و تقاضا تطبيق داده‌اند و قائلند ارزش اشياء به جهت قانون عرضه و تقاضاست ، و هر شيئى متقاضى نداشته باشد مثل آب ، هوا ، باران ، برف و . . . ارزش ندارد . و نيز معتقدند آنچه مورد تقاضاست اگر عرضه‌اش به قدر تقاضا باشد تعادل ارزشش حفظ مىشود و اگر عرضه بيش از تقاضا شود ارزش آن تنزّل ، و اگر تقاضا بيش از عرضه باشد ارزش آن ترقى مىكند ، و بنابراين مقدّمه مدّعيند ارزشها ، ترقى قيمتها ، تنزّل نرخها همه‌وهمه از قانون عرضه و تقاضا ناشى مىشود . اين ادّعاى آنان مانند ادّعاى ماركس از جهانى ناتمام است و ما به برخى ايرادهاى آن اشاره مىكنيم : الف‌آب ، هوا ، باران ، برف و . . . ارزشى فوق العاده دارند ، آيا مىتوان گفت آب كه مايه‌ى حيات هر جنبنده‌يى است ارزش ندارد ؟ آيا نور كه زندگى همه‌چيز وابسته به آنست ارزش ندارد ؟ آيا آب و باران و برف و نور و هوا مساوى لجن و زباله و حشرات بوده و بىارزش است ؟ اگر ارزش ندارد چرا عقلاء آنها را مال محسوب نموده‌اند ؟ آيا انفال كه در فقه جزو اموال دولت به حساب آمده جز بر آب ، خاك ، كوه و . . . صادق است ؟ بنابراين بايد گفت ارزش بسيارى چيزها مرهون عرضه و تقاضا